خرید بک لینک
به اسم کوچک صدا زدن عشق نیست که! گیرم کمی به لوندی آغشته اش کنی.  به دلقک بازیهای به گمان خودمان دلفریب، خندیدن عشق نیست که! گیرم کمی شیرین کاری تو دلنشینتر از  دلقک سیرک چمخاله باشد . به اینکه یکروز در رانده ووی جوانی ات، لباس پشمی ای که پنهانی برایش بافته ای  را تنش کرده نیست که،. که هوای سرد بد پیر چاره ای جز این نمیگذاردعشق رهاییست... پذیرفتن همانکه هستی، بودنست. هوای تازه را نفس کشیدنست بی که خرخره ات را هیچ ریسمانی چنگ بزند. ریسمان زخمی ات میکند، نه عاشق. چه گردن نازکی دارند به خواب زده ها!!! دیروز سرد بود، چه بادی می آمد! تو پنجره ها را بستی و پرده های ضخیم را کشیدی. اما  فکر و نگاه من از لای پرده دنبال خاشاکی بود که عاقبت از میان گردباد عبور کرد. راستش را بگویم هر ظهر کز کرده ی تابستان نگاه من  کنار آفتاب دراز شده از پنجره تا فرشدنبال غباریست  که سرانجام از چنگ نور میگریزد.  اصلن اعتراف میکنم   همیشه توسکا دار خانه ی پدری ام  را به یاد می آورم که  از سهمگین ترین زمستان سالهای دور جان بدر برده بود.همیشه یاد حرف  مامانجان می افتم که  میگفت تیکا میتواند با پَرپَری حتا نومید از مه آلوده ترین قسمت جنگلهای هیرکانی پرواز کند و بنشیند به شانه ی شیروانی خانه مان.میگفت تا نگران تیکی اهلی ام ا نباشم. میگفت تا باور کنم تیکا از هر جا که دلخوش نباشد رو برمیگرداند.  خاک بر سر تیکا هایی که خودخواسته به پیچ پیچ  خوفناک مه و جنگل دل بسته اند. چه معوج تیکا هایی هستند به خواب زاده ها!!! پس چرا  دلکم ذره ای از تو عبور نمیتواند؟ میشک

برچسب: نویسنده: یاسین صفری تاريخ: يکشنبه 22 خرداد 1401 ساعت: 20:46

صفحه بندی